ورد زبان من علی است   


بسم رب المهدی

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر الله حاصل عمر گران من علی است . . .

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

           تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:

ای سفر کرده ی موعود بیا

که دلم در پی تو دربه در است

جان ناقابل این چشم به راه

برگ سبزی به تو، روز پدر است

                                       تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

      ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
 

ای کاش آمده بودی

ای کاش آمده بودی تا برایت تمام شهر را آذین ییندم

ای کاش بودی تا به خانه ات می آمدم، در می زدم

و پشت در انتظار باز کردن دز زا می کشیدم.

چه انتظار شیرینی!

انتظار می کشیدم که درب را باز کنی

و لبخنذ پر مهرت را نثارم کنی.

آن گاه تمام محبتم را در کلامم خلاصه می کردم و می گفتم:

مهربان پدرم روزت مبارک!

امروز با تمام وجودم غبطه می خورم بر آنان که چشم

در دریای چشمانت می دوزند و روزت را تبریک می گویند.

می دانم.می دانم که از همین جا هم تبریکم را می شنوی و می پذیری.

اما مهربان پدرم!

دیدن محبوب و تبریک گفتن کجا و تبریک به یار ندیده و سفر رفته کجا؟

خدایا!

روز پدر با بابای سفر کرده سخت است.

دوران سفر بابایمان را کوتاه کن.

اللهم عجل لولیک الفرج


آجرک الله یا بقیه الله

بسم رب المهدی

چند روز پیش  مطلبی نوشته بودم(خارج از وبلاگ)

و ابتدای متن را با  بسمه تعالی و بذکر صاحب الزمان(علیه السلام) شروع کرده بودم.

 یکی از دوستانم شروع به خواندن آن کرد.

پس از دقایقی گفت:"این چه ربطی داره؟"

و به ابتدای متن اشاره کرد.آخه مطلبی که من نوشته بودم

اصلا مذهبی نبود.من نگاهی به نام حضرت کردم و گفتم:

هیچی فقط احساس می کنم به نوشته هایم برکت می ده.

بعد از اون به فکر فرو رفتم.

ما برای این که از کسی که مهمان هر لحظه ی خان کرمش هستیم

یاد کنیم ، دنبال یک اتفاق هیجان انگیز یا غیر منتظره ایم.

حتما دنبال یک موضوع خاص می گردیم تا به یاد اماممون بیفتیم.

تو این روزگار و در این دوره زمونه به غیر از

شب های نیمه شعبان یادی ازحضرت کردن  عجیبه.

این جاست که با عمق وجودم به غربتش در کنار من به ظاهر بچه شیعه  پی می برم.

خداییش در روز که نه،در هفته چند بار به یاد امام زمانم می افتم؟

------------------------------------------------------------------------------------------------

تسلیت:                                                                         
مادرم!

ای کاش می توانسم واژه ی در را از تمامی زبان ها حذف کنم،

آن گاه دیگر دل همسرت علی( علیه السلام) با شنیدن

این واژه ی خائن به درد نمی آمد.

ای کاش می توانستم کاری کنم تا تمام خانه های دنیا بی در باشند

آن گاه
دیگر دل همسرت علی( علیه السلام ) با کوبیدن هر دری به تپش نمی افتاد.

ای کاش بتوانم برای مظلومیتت قطره ای اشک بریزم آن گاه دل بی قرارم

قدری تسکین می یابد.

آجرک الله یا بقیه الله (ارواحنا فداه) فی شهاده فاطمه الزهرا سلام الله علیها




تسلیت

بسم رب المهدی

شهادت مادر پهلو شکسته را خدمت مولایم ولی عصر ارواحنا فداه

تسلیت عرض می کنم.

چه ابلهانه...

بسم رب المهدی          

چه ابلهانه  با آمدن بهار فراموش کردم که یک سال دیگر هم تمام شد ولی ندیدمتان...

فراموش کردم که یک سال از سال هایی که می توانستم در کنارتان باشم

رابه بهایی مفت از کف دادم...

از خاطر بردم که چندین هزار ثانیه بی شما سپری شد و دیگر باز نمی گردد...

چه لحظه هایی که می شد صرف شما شود و صرف دیگری شد...

من می توانستم در کنارتان باشم و روزهایم رابا شما به شب برسانم.

نه!اگر با شما بودم هیچ گاه ظلمت شب را این چنین حس نمی کردم...

صد افسوس که خود به دست خود روز هایم را پاره پاره می کنم...

ای صبور ترین!من همواره از سکوت شما سوء استفاده می کنم...

---------------------------------------------------------------------------------

در ساحل تنهایی:

چیز  جدیدی نیست! من همیشه همه چیز را به خاطر دارم جز او....

 

هم اکنون می رسد بهار...

بسم رب المهدی

هم اکنون می رسد بهار...

آمدن بهار و زنده شدن دوباره ی زمین و فرا رسیدن سال جدید را به نوبه خودم تبریک می گم.

ان شاالله سال جدید سالی پربرکت وسرشار از معرفت به پدرمان باشد.

سالی پر از خوبی و خوشی همراه با معنویات.

سالی خالی از غم و مملو از محبت.

سالی که خارها گل می شود و درختان در تمام فصول شکوفه می دهند.

و ادامه ی جملاتم را در یک جمله خلاصه می کنم:

یعنی همون سالی که سال ظهور اربابمون باشه.(ان شاالله)

------------------------------------------------------------------------------------

در لحظات خوش یکدیگر را یاد کنیم.

نوروزتان مبارک.

باز هم کشتی نجاتم باش

بسم رب المهدی


سال 1389 هم دیگه داره آخرین نفش هاشو می کشه.

آه چقدر زود گذشت.....

زمستون داره میره 

و با خودش یکی از بهترین سال های زندگیمو می بره

و بهار داره می آد


و به همراهش سالی رو میاره که می تونه زیباترین سال زندگیم باشه.(ان شاالله)

همه چیز به خودم بستگی داره.

همه چیز...

نوروز 1390 هم می آد و مثل سال های پیش

بعد از دو ماه ،نو بودن و تازگیشو از دست می ده.

 و من می مونم و یک سال عمر جدیدی که خدا بهم هدیه کرده.

می تونم قدم هایم رو بر روی  رد پای شما بگذارم و خوشبختیم را تضمین کنم

و می تونم قدم هایم را بر روی ردپای رنگارنگ و دل فریب روزگار بذارم

به گرداب بلاها دچار شوم.

پس به یاد می آورم خرداد سال 1389 را که

به عشق شما کشتی نجات را مامنی برای دل تنگی هایم قرار دادم

و   این وبلاگ  را با این متن کوتاه به نام شما کردم :

مولای من!
این بار با نگاهی ژرف به اقیانوس پر تلاطم زندگی ام می نگرم
 و نهنگ های آدم خوار و عروس های دریایی را در کنار یگدیگر می بینم
 و من از ترس این نهنگ ها به دامان شما پناه می آورم.
دست در دستان مهربانت می نهم
و خود را به کشتی نجاتت می رسانم تا از تمامی فتنه ها در امان باشم.
که پایداری در این راه عنایت پرودگار و یاری تو را می طلبد. پس در سال 1390 و تمامی زندگیم  یاریم کن.


گر چه این دل نوشته  را فراموش کرد ه بودم

اما
مهدی جان!پدر خوبم! باز هم کشتی نجاتم باش.

اول دو تا بدهکاری!!!!!!!!!

بسم رب المهدی

دوستان عزیز سلام.

امیدوارم که در این ماهی که ماه شادی و عید است لبتان همواره خندان

و دلتان شادان باشد.

اول دو تا بدهکاری:

1-تبریک بابت نهم ربیع الاول،روز تاج گذاری سرور عالمیان مهدی صاحب الزمان علیه السلام

و هم چنین تبریک برای  شادی دل فاطمه ی زهرا سلام الله علیها و نابودی خصم ایشان.

2- تیریک بابت میلاد رحمه للعالمین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

که البته خیلی هم دیر نشده.

خوب این هم از این دو تا تبریک که من بابت تاخیر این ها به خصوص تاخیر در تبریک

روز نهم بسیار ناراحت شدم.اما ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازس!!!!!

-------------------------------------------------------------

و اما دل نوشته که خیلی وقته حوس توشتنشو کردم:

صدای گام هایت را شنیدم که سایه به سایه دنبالم میکردی

دستان مهربانت را دیدم که در برابر سوزش آفتاب زمانه ،سایه ی سرم کرده بودی

دریای چشمانت  را دیدم که به هنگام عزم در گناهم، بی قرار می شدند

مرواریدغلتان بر گونه هایت را به هنگام شکستن دلت دیدم

و باز هم گفتم:یک بار که هزار بار نمی شود،بعد از این بار دیگر دلش را نخواهم شکاند

و روز ها در پس دیگری رفتند و من هر روز گفتم:فردا!

فردا،فردا،فردا

ترسم از آن است که فرداها بروند و من دریایی از اشک هایت را جاری سازم

مهدی جان:دست مرحمتت را در این ماه عزیز بر سرم بگذار

تا دیگر خاری بر چشمان پر مهر و زخمی بر دل مهربانت نباشم.





من عجله دارم!!!!!!!

بسم رب المهدی

              مولای غریبم    

وقتی در صف یک اداره،برای انجام کارهای اداری می ایستم،

وقتی که عقربه های ساعت 60 دقیقه را پشت سر می گذارند،

دیگر کاسه ی صبرم لبریز می شود و به نفرات جلویی می گویم:

چقدر معطل می کنید!من عجله دارم.!

وقتی در ترافیک انبوهی از ماشین ها می مانم

درحالی که دقایقی بیشتر به شروع برنامه ی تلویزیونی دلخواهم نمانده است

به راننده ی ماشین می گویم:آقا لطفا سریع تر برید آخه من عجله دارم.

وقتی کسی  پای تلفن پرچانگی می کند،

کار هایم را بهانه می کنم و می گویم :ببخشید من باید برم آخه کمی عجله دارم.

وقتی می خواهم با کسی صحبت مهمی کنم

در حالی که شخص دیگری نیز در حال صحبت با وی است

او را وادار به سکوت می کنم و می گویم:ببخشید ،اگه اجازه بدید من

سریع صحبتم را می کنم و می رم.آخه من عجله دارم!

(انگار نه انگار که او هم داشته صحبت می کرده!!!!!)
.............

هر چه به خود می نگرم می بینم در زندگی روزمره ام همیشه عجله داشته ام ودارم.

اما در برابر شما ....

در برابر شما همیشه صبور بوده ام.

همیشه صبور بوده ام و هیچ گاه در زندگی ام برای آمدنتان تلاش نکردم.

هیچ گاه برای خواندن دعای فرج ، عجله نداشتم.

من نبودنتان را چه ساده فراموش کرده ام

 و آن را چه ساده در صندوقچه ی عادت های روزمره ام

قرار دادم و در ان را بستم.

در آن را بستم تا مبادا گاهی به یادتان بیفتم...

من همه چیز را به شما ترجیح دادم.

همه چیزرا...

و چه صبور و بی خیالم در برابر نبودنتان...



 خواب دیدم خواب اینکه مرده ام      

بسم رب المهدی

و محرم هم تمام شد... افسوس که کم گریستم و کم جامه ی عزا به تن کردم.

و این شعر برای تمام کسانی است که محبت ابا عبدالله علیه السلام

در قلبشان غوغا به پا کرده است.


  خواب دیدم خواب اینکه مرده ام
                                        خواب دیدم خسته و
افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود                                                وای قبر من چه وحشتناک بود
  
 
تا میان گور رفتم دل گرفت                                                    قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

بالش زیر سرم از سنگ
بود                                                  غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود


ناله می کردم ولیکن بی جواب                                              تشنه
بودم تشنه ی یک جرعه آب


خسته بودم هیچ کس یارم نشد                                                   زان میان یک تن
خریدارم نشد


هر که آمدپیش حرفی راند و رفت                                       سوره ی حمدی برایم خواند و
رفت


 نه شفیقی نه زفیقی نه کسی                                                ترس بود و وحشت و دلواپسی


 
آمدند از راه نزدم دو ملک                                                  تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا بگو نام تو
چیست                                                 آن یکی فریاد زد رب تو کیست


ای گنهکار سیه دل بسته پر                                                            نام
اربابان خود یک یک ببر


در میان عمر خود کن جستجو                                                     کارهای نیک و زشتت را
بگو


گفتنم عمر خودت کردی تباه                                                      نامه ی اعمال تو گشته سیاه

ما که ماموران حق داوریم                                                         تک تو را سوی جهنم می بریم

بقیه در ادمه ی مطلب
ادامه نوشته

نمی دانستم که اگر عمو برود دیگر نخواهد آمد...

بسم رب الحسین

عمو ی تشنه ام.

عموی غریب و تنهایم.

عموی مظلوم و بی دستم.

نمی دانستم که بین آب و عمو باید یکی را انتخاب کنم.

من به آب نرسیدم گر چه اگر هم می رسیدم

آب بدون عمو برایم عین عطش بود.

نمی دانستم که اگر بروی دیگر نخواهی آمد.

نمی دانستم وقتی بروی گیسوانم را می کشند

و عمه را به اسارت می برند.

من عمویم را می خواستم نه آب.

عمو جان،وقتی تو مرا در آغوش می گرفتی تشنگی را فراموش می کردم.

وقتی دشمنان از سایه ات می گریختند قلبم به بودنت گرم بود.

وقتی خود را پسر شیر خدا می خواندی

می دانستم که قدرت بازوان فاتح خیبر

در دستان توست.

ولی عمو جان،تو رفتی تا مرا سیراب کنی،

و من با رفتنت تا آخرین نفس تشنه ی نگاه گرمت بودم.

نمی دانستم که اگر عمو برود دیگر نخواهد آمد.

برادر زاده ی  سه ساله ات،دلتنگ توست عمو عباس.

السلام علیک یا اباالفضل العباس علیه السلام